تبليغاتX
Unknown Maybe

 

مطمئناً تا به حال با واژگانی  از قبیل جسارت یا حماقت, غرور یا عزّت نفس برخورد کردین و شاید با دریافتی درونی هر کدام از اینها رو شخصاً درک کردین، ولی آیا تا به حال به تفاوت بینشون  توجّه کردید؟   اگرچه با دیدی سطحی ممکن هست یکسان به نظر برسند ولی در واقع وقتی با نگاهی ژرف به معنای واقعیشان نگاه می کنیم تفاوت های ظریفی رو درک میکنیم که نه تنها شباهتی با هم ندارند بلکه کاملاْ پارادوکسیکال هم هستند.

برای مثال همانطور که مغرور بودن و غرور بی پایه و اساس یک فرد ، مذموم و مطرود هست در مقابل نداشتن اعتماد به نفس نیز یک پارامتر منفی در ارزیابی شخصیت فرد محسوب می شود؛ و یا حتی شجاعت و جسارت در مقابل ترس و زبونی، از جمله صفات و خصوصیات باارزشی هستند که اگر با پشتوانه های صحیح همراه نباشند و یا در موقعیت مناسب اعمال نشوند می توانند به شکل حماقتی خودنمایی کنند  که بی تردید  مورد پذیرش  هیچ منطق سلیمی نخواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/6/18ساعت 15:35  توسط Unknown  | 

دیگه واقعاْ مطمئن شدم که این خود آدمی هست که با توجه به حس و حال درونیش و حال و احوالی که داره محیط پیرامونش رو یه جورایی تعریف میکه . شاید هم یه جورایی تقسیم بندی. تصور کنیم یک قطعه موسیقی رو در حال و هوایی عاشقانه می شنویم. بدون شک شنیدن این قطعه موسیقی در چنین جوی تاُثیر مثبتی بر روی ذهن ما خواهد داشت.

 حالا اگر همون قطعه زیبای موسیقی که در موقعیت اوّل بسیار خاطره انگیز هست رو در شرایطی که از لحاظ  روحی  با اولی ۱۸۰ درجه تفاوت داره بشنویم نه تنها باعث انبساط خاطرمون نمیشه بلکه امکان داره بر عکس حال و هوامون ابری بشه و حسابی دَمَق هم بشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/6/15ساعت 2:6  توسط Unknown  | 

گاهی اوقات حسابی حالت گرفته میشه و میری تو فکر. خاطراتت هم مزید بر علت میشن و اون فکر ها یواش یواش مثل خوره شروع میکنن به اعصابت نفوذ میکنن. اولش ساکت میشی , ظاهری آروم ولی باطنی که کم از آتشفشان نداره. یه جورایی جالبه این روند شکل گیری آتشفشان تا یه ولکانیسم کامل ذهنی شکل بگیره سیری صعودی رو طی میکنه , یعنی حالت تصاعدی داره اول یه موضوع ساده یا شاید خاطره ای که تو لایه های زیرین ذهنمون جا خوش کرده نظرمون رو جلب میکنه بعد به تدریج فکر های جدید , جنبه های ناشناخته و فراموش شده  خاطره ها  یا حتی دل نگرانی ها و اضطراب هایی که حتی خیلی هاشون تاریخ مصرفشون گذشته همه با هم سر آدم خراب میشن. به قول مولانا این " لشکر جراری "  بعضی وقت ها آدمی رو به جایی میرسونن که نزدیک هست خرقه هستی رو بر باد بده. اینجا هست که وجود پشتوانه های فکری درکنترل این آتشفشان که هر لحظه ممکن هست فوران کنه بدون شک از واجباتی است که غیبتشون به قول آقایون موجب خسران است .

+ نوشته شده در  2006/6/13ساعت 2:5  توسط Unknown  | 

و اما سلام

بعد از مدت ها که تصمیم گرفته بودم سراغ وبلاگنویسی نیام و هوس نوشتن رو البته این مدلیشو در خودم سرکوب کرده بودم ولی باز وسوسه این امر بر من گنهکارِ غالب گشت و صد البته که خدا عاقبت ما رو ختم به خیر کناد.

 

+ نوشته شده در  2006/6/11ساعت 21:39  توسط Unknown  |